chasible سریال داستان سریالی داستان کارخانه

chasible: سریال داستان سریالی داستان کارخانه بازیگران فیلمنامه بهزاد (حمید گودرزی)

گت بلاگز اخبار حوادث آخر ۱۳ سال فرار یک قاتل

مرد ورزشکاری که در سال ۸۳ در جریان یک درگیری دست به جنایت زده بود، بعد از گذشت ۱۳ سال هنگامی که پی برد که خانواده‌اش از اولیای دم رضایت گرفته‌اند تصمیم گرفت خود

آخر ۱۳ سال فرار یک قاتل

عبارات مهم : ایران

مرد ورزشکاری که در سال ۸۳ در جریان یک درگیری دست به جنایت زده بود، بعد از گذشت ۱۳ سال هنگامی که پی برد که خانواده اش از اولیای دم رضایت گرفته اند تصمیم گرفت خودش را معرفی کند.

به گزارش رکنا، قاتل فراری دیروز جهت انجام تحقیق به شعبه چهارم دادسرای جنایی پایتخت کشور عزیزمان ایران انتقال یافت و با دستور قاضی آرش سیفی بازداشت شد. متهم که حالا 40ساله است شرح جنایت و 13سال زندگی پنهانی اش را شرح داد.

چه شد که دست به جنایت زدی؟

آخر ۱۳ سال فرار یک قاتل

همه چیز به خاطر یک درگیری پیش پا افتاده رخ داد. آن روز(زمستان سال 83) من سوار پرشیای خود در منطقه سرآسیاب بودم که مقتول با یک خودروی پراید جلوی من پیچید. او کشتی گیر و از فرزند های محله مان بود. کمی با هم بحث کردیم و در نهایت سوار ماشین های مان شدیم و رفتیم.

وقتی ماجرای درگیری را جهت یکی از دوستانم به نام سامان تعریف کردم او گفت که باید هرطور شده است با مقتول آشتی کنی. می گفت او خطرناک است و اگر کینه به دل بگیرد برایت گران تمام می شود. همین شد که همراه سامان به باشگاهی که مقتول در آنجا بود رفتم تا باهم آشتی کنیم ولی خبر نداشتم که سامان همه این حرف ها را جهت فریب من زده هست؛ چون خودش با مقتول اختلاف داشت و می خواست از طریق من با او تسویه حساب کند.

مرد ورزشکاری که در سال ۸۳ در جریان یک درگیری دست به جنایت زده بود، بعد از گذشت ۱۳ سال هنگامی که پی برد که خانواده‌اش از اولیای دم رضایت گرفته‌اند تصمیم گرفت خود

بعد چه شد؟

به کلوب که رسیدیم، سامان سریعتر از من رفت داخل که صدای درگیری شنیدم. مقتول و 2 نفر از دوستانش با سامان درگیر شدند و بعد به سمت من حمله کردند. مقتول با چاقو ضربه ای به سرم زد و من هم چاقویی را که در دست سامان بود گرفتم و به او ضربه زدم. هنگامی که روی زمین افتاد فرار کردم و به منزل عمویم رفتم. شب متوجه شدم که او جان باخته هست. از وحشت چمدانم را بستم و شبانه به سمت شمال کشور حرکت کردم.

در آنجا چه کردی؟

خانه ای اجاره کردم و با موتور مشغول به کار شدم. در مدتی که در شمال بودم با هیچ کس رابطه نداشتم. حتی خانواده ام هم خبری از من نداشتند. 4 یا 5سال بعد به پایتخت کشور عزیزمان ایران برگشتم. مدتی در پایتخت کشور عزیزمان ایران کار کردم و زندگی پنهانی داشتم و دوباره به شمال رفتم.

آخر ۱۳ سال فرار یک قاتل

چه شد که تصمیم گرفتی خودت را معرفی کنی؟

در این مدت اصلا از خانواده ام هم خبر نداشتم تا اینکه اتفاقی یکی از فرزند های محله مان رادیدم. به من گفت که پدر و مادرم منزل ارزش را فروخته و به عنوان دیه به خانواده مقتول داده اند. همین شد که تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم.

باورکنید در این چند سال حسابی مجازات شده است ام. نمی دانید 13سال قاتل فراری بودن یعنی چه. 13سال از سایه خودم هم می ترسیدم. در خیابان صدای آژیر پلیس می شنیدم وحشت می کردم و دست و پایم می لرزید. حتی یک بار که با موتور تصادف کردم و در بیمارستان خوابیدن بودم، در که باز می شد می گفتم پلیس هست. 13سال کابوس دیدم و حالا احساس می کنم بار سنگینی از دوشم برداشته شده است است.

مرد ورزشکاری که در سال ۸۳ در جریان یک درگیری دست به جنایت زده بود، بعد از گذشت ۱۳ سال هنگامی که پی برد که خانواده‌اش از اولیای دم رضایت گرفته‌اند تصمیم گرفت خود

واژه های کلیدی: ایران | جنایت | معرفی | خانواده | اخبار حوادث

نویسنده : getblogs